نکات کلیدی:

·  الگوریتم‌های مدیریت خودکار انسولین مبتنی بر «دوز روزانه کل (TDD)» با الگوریتم‌های «بازال تطبیقی (Adaptive Basal)» بطور متفاوتی عمل می‌کنند.

·  متخصصان مراقبت‌های بهداشتی نباید تنها به میانگین قند خون بسنده کنند، بلکه باید با تحلیل دقیق رفتار بیمار با دستگاه، عملکرد واقعی سیستم را ارزیابی نمایند؛ این امر مستلزم بررسی دو نکته کلیدی است: نخست، بررسی زمان‌بندی و دقت بیمار در تزریق بولوس برای اطمینان از عدم تداخل زمانی بین اثر انسولین و ورود کربوهیدرات به بدن، و دوم، ارزیابی میزان «زمان سپری شده در حالت خودکار» برای سنجش اینکه آیا بیمار از قابلیت‌های هوشمند و اصلاحی الگوریتم استفاده می‌کند یا با مداخلات دستی مداوم، پتانسیل مدیریت خودکار پمپ را از بین برده است.»

۱ نوامبر۲۰۲۶ - به گفتهٔ یکی از سخنرانان در نشست سالانه متخصصان مراقبت و آموزش دیابت، تفاوت‌هایی در نحوه عملکرد الگوریتم‌های مدیریت خودکار انسولین وجود دارد و متخصصان آموزش و مراقبت از دیابت باید هنگام تنظیم ستینگ (Settings) برای بیماران، از این تفاوت‌ها آگاه باشند.

ارین هنری، پرستار متخصص در مرکز غدد و دیابت نورث آتلانتا در جورجیا، در این نشست اظهار داشت که ظهور سیستم‌های جدید مدیریت خودکار انسولین در سال‌های اخیر، منجر به تنوع گسترده‌ای از الگوریتم‌ها و تنظیمات شده است که پیش از این هرگز دیده نمی‌شد. هنری افزود: اگرچه این سیستم‌ها منجر به بهبود نتایج کنترل قند خون در بیماران می‌شوند، اما برای متخصصان حیاتی است که نحوه عملکرد هر سیستم را درک کنند تا بتوانند بیشترین بهره را برای بیماران خود به ارمغان بیاورند. او در جریان سخنرانی خود، تفاوت‌های بین الگوریتم‌ها را تشریح کرد و نکاتی را برای مدیریت تنظیمات بیماران ارائه داد.

هنری در مصاحبه ای اختصاصی با ما گفت: «پیش از این تصور می‌شد که همه الگوریتم‌های پمپ یکی هستند و افراد فقط بین مدل‌های مختلف یکی را انتخاب می‌کنند؛ اما اکنون درک الگوریتم‌ها برای متخصصان بسیار مهم‌تر شده است، زیرا بیماران هر الگوریتمی را که بخواهند انتخاب خواهند کرد.»

چرا داشتن دانش کاربردی درباره الگوریتم‌های مختلف مدیریت خودکار انسولین برای متخصصان ضروری است؟

هنری:اگر الگوریتمی که انسولین پمپ را کنترل می‌کند درک نکنید، نخواهید دانست که در صورت بروز مشکل، چگونه به بیمارتان بهترین کمک را بکنید. برای ارائه توصیه‌های درمانیِ صحیح، درک الگوریتم پمپ الزامی است. بدون این شناخت، شما نمی‌توانید به درستی تشخیص دهید که آیا بیمار نیاز به پیش‌تزریق انسولین(Pre-bolusing) دارد، یا باید نسبت کربوهیدرات به انسولین را تغییر دهد، محل تزریق را عوض کند و یا نرخ بازال را تعدیل نماید. در واقع، درک الگوریتم به شما کمک می‌کند تا این تغییرات را بر اساس نیاز واقعی سیستم و نه صرفاً حدس و گمان انجام دهید.

تفاوت الگوریتم‌های مبتنی بر «دوز روزانه کل» (TDD) با الگوریتم‌های «بازال تطبیقی» در چیست؟

هنری:تفاوت بنیادین این دو سیستم در میزان مداخله کاربر در تنظیم نرخ انسولین بازال نهفته است. در الگوریتم‌های مبتنی بر دوز روزانه کل (TDD)، تعیین نرخ بازال به‌طور کامل در اختیار پمپ است و کاربر اجازه تغییر مستقیم آن را ندارد. اما در الگوریتم‌های بازال تطبیقی (Adaptive Basal)، تغییرات نرخ بازال توسط کاربر، پارامتر ورودیِ الگوریتم است و پمپ بر اساس آن، دوزهای خودکار را تنظیم(Modulate) می‌کند.

شما باید قبل از هر اقدامی، حداقل این دو دسته را بشناسید. فرض کنید بیمارتان دچار پدیده سپیده‌دم((Dawn Phenomenon شدید است. اگر او ازOmnipod 5 استفاده کند، حتی اگر سعی کنید نرخ بازال را در صبح بالا ببرید، تأثیری نخواهید داشت؛ چون پمپ نرخ بازال را خودش تعیین می‌کند و دستور شما را اعمال نمی‌کند. اما در سیستم‌هایی مثلTandem  یا twiist، افزایش نرخ بازال در صبح، یک اقدام استراتژیک است، زیرا الگوریتم بر پایه این نرخ جدید، دوزهای خود را اصلاح می‌کند و به کنترل قند بیمار کمک می‌کند.

آیا الگوریتم برتری وجود دارد یا بهترین الگوریتم برای هر بیمار متفاوت است؟

هنری:قطعاً برای هر فرد متفاوت است. برخی بیماران دوست دارند تمام تنظیمات را دستی انجام دهند و برخی دیگر می‌خواهند اصلاً دخالتی نکنند. برخی به وجود لوله (Tubing) حساس هستند و برخی فقط یک مدل خاص از سنسور مداوم گلوکز (CGM) را می‌خواهند. شناخت الگوریتم‌ها به شما کمک می‌کند تا بر اساس اولویت‌ها و خواسته‌های بیمار، او را برای انتخاب بهترین پمپ راهنمایی کنید. در مجموع، اگر الگوریتم را بشناسید، می‌توانید با هر سیستمی به نتایج خوبی برسید. همچنین باید ویژگی‌های خاص هر پمپ مثل حالت ورزش، بازال موقت، بولوس طولانی‌مدت (Extended Bolus) یا تنظیمات پیش‌فرض قبل از غذا را بدانید تا در موقعیت‌های خاص بهتر به بیمار کمک کنید.

در مدیریت خودکار انسولین برای دیابت نوع ۱ در مقایسه با نوع ۲، چه نکاتی را باید مد نظر داشت؟

هنری:اما بیماران نوع ۲با نوع ۱متفاوت هستند؛ آن‌ها معمولاً دوزهای بسیار بالاتری از انسولین دریافت می‌کنند. برخلاف بیماران نوع ۱، این افراد هنوز مقداری از توانایی تولید انسولین را در بدن خود دارند، اما به دلیل وجود مقاومت به انسولین، نیاز به دوزهای بسیار سنگین دارند.از این رو، برای مدیریت درمان آن‌ها، پمپ‌هایی با ظرفیت ذخیره‌سازی بالاتر (مانند مدل‌هایی که ۳۰۰واحد یا بیشتر را در خود جای می‌دهند) مناسب‌تر است

در دیابت نوع ۱، پمپ یک استاندارد است، اما باید مراقب باشید؛ این بیماران نسبت به انسولین بسیار حساس هستند، بنابراین من معمولاً تغییرات نرخ انسولین را در آن‌ها در حد ۱۰٪ اعمال می‌کنم، در حالی که در بیماران نوع ۲ می‌توان تا ۲۰٪ تغییر ایجاد کرد. همچنین آموزش تشخیص نقص در محل تزریق برای همه لازم است، اما در دیابت نوع ۱ حیاتی‌تر است؛ زیرا آن‌ها هیچ تولید انسولینی در بدن خود ندارند و بسیار سریع‌تر دچار کتوآسیدوز دیابتی می‌شوند.

در مورد بیمارانی که همزمان از انسولین و داروهای  GLP-1استفاده می‌کنند، چه ملاحظاتی وجود دارد؟

هنری:من عاشق داروهای GLP-1 هستم؛ آن‌ها داروهای قدرتمندی هستند. اما چون قدرتمندند، باید در دوزینگ انسولین بسیار مراقب باشید. این بیماران (چه نوع ۱ و چه نوع ۲) در شروع دارو دچار بی‌اشتهایی و تهوع می‌شوند و نیاز آن‌ها به انسولین به شدت کاهش می‌یابد. در دیابت نوع ۱ انتظار کاهش حدود ۳۰ درصدی و در دیابت نوع ۲ حدود ۲۰ درصدی نیاز به انسولین را داشته باشید. من بلافاصله نرخ‌ها را تغییر می‌دهم تا انسولین کمتری دریافت کنند.

به بیماران تحت الگوریتم TDDمی‌گویم که من فقط می‌توانم «فاکتور اصلاح» و «نسبت کربوهیدرات به انسولین» را تغییر دهم. همیشه به آن‌ها هشدار می‌دهم که در ابتدا مراقب باشند و حتماً یک «داروی نجات بخش» مانند کیت گلوکاگون را برای درمان افت قند همراه داشته باشند. این یک اصل غیرقابل مذاکره است، زیرا من نگران هیپوگلیسمی شدید در شروع درمان با  GLP-1هستم. با اینکه این داروها قند خون را تثبیت کرده و نوسانات را کاهش می‌دهند، اما نیاز به آموزش بسیار زیادی دارند تا بیمار بداند هنگام تزریق بولوس یا درمان افت قند، چگونه عمل کند.

متخصصان باید هر چند وقت یک‌بار داده‌های پمپ را بررسی کنند و مهم‌ترین شاخص‌ها کدامند؟

هنری:برای بیماران با کنترل خوب، در پیگیری‌های روتین هر ۳ ماه یک‌بار؛ برای بیماران با کنترل نامناسب، هر ۴ تا ۶ هفته یک‌بار؛ و برای زنان باردار، بررسی هفتگی الزامی است.

مهم‌ترین داده‌ای که من بررسی می‌کنم، میزان «زمان سپری شده در حالت خودکار» (Time in Automation) است. باید ببینید پمپ تا چه حد واقعاً برای بیمار کار می‌کند. همچنین بررسی می‌کنم که آیا بیمار از بولوس دستی استفاده می‌کند یا محاسبه‌گر بولوس (Bolus Calculator) را به کار می‌برد. دانستن دوز روزانه کل (TDD) و نسبت انسولین بازال به بولوس نیز برای من بسیار مهم است؛ مثلاً اگر بازال بسیار بالا باشد، ممکن است نشان‌دهنده این باشد که بیمار بولوس کافی تزریق نمی‌کند، یا رژیم کم‌کربوهیدرات دارد، یا از  GLP-1استفاده می‌کند و یا مدام بولوس می‌زند تا قندش را پایین بیاورد، در حالی که شاید مشکل اصلی نیاز به افزایش نرخ بازال باشد. برای بهترین تحلیل، من یک هفته گزارش روزانه را در کنار گزارش خلاصه (AGP) بررسی می‌کنم.

منبع:

https://www.healio.com/news/endocrinology/20260910/qa-what-you-need-to-know-about-automated-insulin-delivery-algorithms